رمز در ادبیات فارسی

رمز یک کلمه عربی است که هم در زبان فارسی و هم در زبان عربی معانی گوناگونی دارد. این کلمه مصدر مجرد از باب "نَصَرَ، یَنصُرُ" و "ضَرَبَ، یَضرِبُ" است و به معنی با لب، چشم، ابرو، دهن، دست و یا زبان اشاره کردن است.

رمز در زبان فارسی به معنای اشاره، سّر، ایما، نکته، دقیقه، علامت، اشارت کردن پنهان، نشانه ای مخصوص که مطلبی خاص از آن درک شود، بیان مقصود با نشانه ها و علایم قراردادی و... است.

اما آنچه که در تمام این معانی مشترک است، عدم صراحت و پوشیدگی است.

رمز در قرآن تنها یک بار و آن هم در آیه 261 سوره بقره آمده است:

"قالَ رَبِّ اجعَل لی آیةً قالَ آیَتُکَ اَلّا تُکَلِّمُ النّاس ثَلاثةَ اَیّامٍ اِلّا رمزاً...."

مفسرین رمز را در این آیه این گونه معنی کرده اند:

صاحب ترجمه تفسیر طبری، رمز را در این آیه " اشارت" و راغب اصفهانی" اشارت با لب و صوت خفی" معنی کرده است.

اما میبدی که در ترجمه آیات قرآن تمام تلاشش را کرده تا از معادل های فارسی برای کلمات عربی استفاده کندف آیه را این چنین ترجمه کرده است:

"زکریا گفت: خداوند من، نشانی بخش مرا. جواب داد وی را که نشانی تو آن است که سخن نگویی با مردمان سه روز، مگر نمونی و اشارتی."

و رمز را در اینجا به معنای نمون و اشارت معنی کرده است. از طرفی میبدی کلمه "نمون" را در ترجمه "مثل" نیز آورده است.

بنابراین مثل، مثال، سان و نمون هم می توانند از دیگر معانی رمز باشند.

اسماعیلیه که برای هر چیز ظاهر و باطنی قایل بودند، قرآن را نیز دارای ظاهر و باطنی می دانستند و ظاهر قرآن را مثل و باطن آن را ممثول می دانستند.

ابوحاتم رازی در کتاب "اَعلام النبوه" که بر مبنای مذاکرات او با زکریای رازی است، با توجه به همین نظریه مثل و ممثول، آیات و احادیث را تاویل کرده است و همچنین معنی چند روایت از تورات و انجیل را با همین نظریه تاویل کرده است.

گویندگان آنگاه که می خواهند مقصود خود را از کافه مردم بپوشانند و فقط بعضی را از آن آگاه کنند در کلام خود رمز به کار می برند. بدین سان برای کلمه یا حرف، نامی از نام های پرندگان یا وحوش یا اجناس دیگر یا حرفی از حروف معجم را رمز قرار می دهند و کسی را که بخواهد مطلب را بفهمد آگاهش می کنند. پس آن کلام در میان آن دو، مفهوم و از نظر دیگران مرموز است

ناصرخسرو بارها در آثارش دو کلمه رمز و مثل را در کنار هم بکار برده است:

"معنی این قول آن است که شریعت های پیغامبران (ع) همه به رمز و مثل بسته باشد و رستگاری خلق اندر گشادن آن باشد." ( ناصرخسرو/ وجه دین)                                                                                                

قدامة بن جعفر اولین کسی است که در کتاب "نقد النثر" درباره رمز به عنوان یک اصطلاح صحبت کرده است:

"گویندگان آنگاه که می خواهند مقصود خود را از کافه مردم بپوشانند و فقط بعضی را از آن آگاه کنند در کلام خود رمز به کار می برند. بدین سان برای کلمه یا حرف، نامی از نام های پرندگان یا وحوش یا اجناس دیگر یا حرفی از حروف معجم را رمز قرار می دهند و کسی را که بخواهد مطلب را بفهمد آگاهش می کنند. پس آن کلام در میان آن دو، مفهوم و از نظر دیگران مرموز است."             

این کلمه دو معنی اصطلاحی دیگر در بیان و تصوف دارد. در علم بیان رمز را اینگونه تعریف کرده اند:        

"رمز کنایه ای است که وسایط آن اندک باشد و معنی پنهان و احتیاج به قدری تامل دارد."

در آثار متصوفه هم رمز اینگونه معنا شده است:

"رمز عبارت از معنی باطنی است که مخزون است تحت کلام ظاهری که غیر از اهل آن بدان دست نیابند."

با توجه به تمام تعاریف، به یک معنی کلی از رمز دست یافته ایم و می توان آن را اینگونه معنا کرد که:

"رمز عبارت از هر علامت، اشاره، کلمه، ترکیب و عبارتی است که بر معنی و مفهومی ورای آنچه ظاهر آن می نماید دلالت دارد." 

این معنی رمز، معنی کلی کلمه را که اشاره با اعضا است را هم شامل می شود. رمز با تمام وسعت معنایی اش می تواند معادل مناسبی برای واژه سمبل در ادبیات اروپا باشد. این کلمه در زبان انگلیسی "symbol"، در فرانسه "symbole"، در آلمانی "symbal" و در ایتالیایی "symbolo" نوشته می شود و این کلمه در زبان یونانی هم به معنای نشانه یا علامت به کار می رود.

/ 1 نظر / 97 بازدید
ریحانه

لایککک